الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
347
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
حال اگر در معناى وضع عام موضوع له عام دقت شود حل اين اشكال براى ما آشكار مىشود ، در اين قسمت از وضع واضع مفهوم عامى را در نظر مىگيرد و لفظ را به ازاء آن مفهوم عام جعل مىنمايد مثل اسماء اجناس . با توجه به مطالب بالا ، كسانى كه قائلند بحث مشتق در اسم زمان جريان ندارد خيال كردهاند اسم زمان يك موضوع له بيشتر ندارد ولى غافل از اينكه منحصر بودن مصداق اسم زمان در خارج ، دليل بر اين نيست كه موضوع له اسم زمان نيز خاص باشد . به عبارت ديگر بايد بگوئيم درست است كه مصداق اسم زمان در خارج فقط متلبس بالفعل را شامل مىشود و ممتنع است كه در ما انقضى نيز مصداق خارجى داشته باشد ولى اين مطلب مانع از اين نيست كه ما يك مفهوم عامى داشته باشيم كه بر تعداد زيادى از مفاهيم صدق كند ولو يكى از آنها مصداق خارجى آن مفهوم عام بيشتر نباشد مانند اسم زمان كه مفهوم عامى دارد و يك مصداق خارجى كه همان متلبس بالفعل باشد بيشتر ندارد ولى اين مفهوم عام مىتواند شامل تعداد زيادى از موارد نيز بشود ولو اينكه مصداق خارجى ، يك فرد بيشتر نباشد مانند مفهوم شمس كه يك فرد خارجى بيشتر ندارد ولى منحصر بودن يك مصداق ، دليل بر آن نيست كه آن مفهوم جزئى ، و موضوع له واحدى داشته باشد بلكه مىتوان مصداقهاى زيادى براى آن در ذهن تصور كرد مانند تمام مفاهيم كلى خواه آن مفهوم كلى يك مصداق داشته باشد مانند واجب الوجود يا اصلا مصداق نداشته باشد مانند شريك البارى و خواه يك مصداق خارجى داشته باشد مثل شمس يا مصاديق كثيرى داشته باشد مثل حيوان « 1 » .
--> ( 1 ) - مطلبى كه مرحوم آخوند بيان كردند صحيح مىباشد كما اينكه مانعى از وضع لفظ براى معانى جامع بين فرد ممكن و ممتنع نيست و همچنين وضع لفظ ، براى فرد ممتنع مانند دور ، تسلسل ، اجتماع نقيضين و -